ای کاش...
طرح خنده های دل فریب تو
در میان جای جای قصه های من
آن هجای گرم و آتشین
در میان این وجود بی کفن
عکس من به روی آب
در میان آن سراب
رد پای آفتاب
مانده تا که بشکند
همه شکست
همه فریب همه ریا
حجم سنگین حرفها
ای کاش قلبها باور میکردند حجم سنگین حرفها را
ای کاش قلبها باور میکردند با هم بودنشان را
و دوباره آوای شادی از آن نیلبک شنیده میشد
که بر مزار مجنون سبز شد
ای کاش دستها حقیقت فاصله ها را فریاد نمیزدند
ای کاش فاصله ها میمردند
و سکوت ها نابود میشدند
