
زيبايي ام را پاياني نيست
وقتي كه در چشمان تو به خواب مي روم
و هراس كودكانه ام را از پای در می آورم
در عطري كه از تو بر سينه دارم
چه بي پروا دوستت دارم
و چه بي نشان تو را گم مي كنم
وقتي كه دروغ مي گويم
اینجا خاطریست که هر روز
به تو می اندیشد.


نوشته شده در سی ام آذر 1386 ساعت 3:16 بعد از ظهر توسط idin & nastaran
|