من گل نسترن زیبایی دارم

من گل نسترن زیبایی دارم
که هر شب با نوای غم انگیز من
هم آواز می شود
همیشه با من و من تنها با او

تقدیم به
آیدین
مهربونم
شب است و دلم چون پرنده ای عاشق در پی نور
نور تو در کوچه های تاریک خیال پر می کشد
یادت چون شعله ای است که بر تن پروانه ی دل می زند
و غوغایی بر جان و روحم می کشد
عزیزم برگ برگ صفحه های ذهنم با خیال نازت عطر آگین شده اند
و ذره ذره ی وجودم با گرمای محبت تو شکل گرفته و شکوفا شده
هستی ام از رنگ هستی توستای صمیمی ای قدیمی آشنا
دستهایم گرمی دستهایت را می طلبد
و روح تشنه ام زلالی و صافی قلبت را طلب می کند
یادت مرا با خود به کرانه های زیبای هستی ام می برد
آنجا که جز رد پای نازنینت چیز دیگری نتوان دید
مرا در آغوش گیر و بوسه ی عشق بر لبان تشنه ام بزن
تا شراب محبتت تن خسته ام را شوری دوباره بخشد
به یادم آر و با من باش تا آرامم کنی
که این دل تنها با حس و یادت آرام می گیرد
عزیزم تولدت مبارک![]()
تو کدوم کوهی که
خورشید از تو دست تو می تابه؟![]()
نیستی که ببینی

برای شنیدن تو
که هیچوقت برام حرفی نداری
باید بمونم اینجا
شاید یه روز بیای ببینی
تموم روزا مثل هم مثل همیشه
صدای قشنگت همه جا شنیده میشه
اما خودت که نیستی ببینی همش عذاب
مثل سرابه وقتی میخوام دیگه نیستی
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن
نریزن بمونن بسازن نمیرن